close
تبلیغات در اینترنت
مطالب جالب وخنده دار(کمی تا قسمتی جک)
loading...

بزرگترین سایت دانلود

مطالب جالب وخنده دار(کمی تا قسمتی جک)

عیدی چند لطیفه ریزه میزه

یه دهاتی عروس تهرانی می گیره ،

تو عروسی تهرانیا می گن: سبدسبد گل یاس،عروس ما چه زیباست

انها برای اینکه کم نیارن میگن: گونی گونی پشگل،عباسعلی خوشگل

=========================

زن و شوهری داشتن با هم دعوا میکردند، شوهر میگه: من فقط به خاطر اینکه بابات پولدار بود باهات ازدواج کردم.
زنه میگه: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟

=========================

پسره می ره خواستگاری، پدر دختر سوال می کنه : شغلت چیه؟

پسره جواب می ده: بیكار، اما تو خوشه سوم ام دهک اول!

==============

همسر یک تاجر به شوهرش میگه: هر وقت تو میری سفر من عصبی میشم.
شوهرش میگه: غصه نخور عزیزم، من خیلی زودتر از آنی که تو فکر میکنی برمیگردم.
زنه میگه: خوب همین عصبی ام میکنه دیگه

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 140 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:55 نظرات ()

شعر زیبای مرگ بر فقدان همسر و گریه مردها

مردها کاین گریه در فقدان همسـر می کنند

بعد مرگ همسـر خود، خاک بر سر می کنند!

خاک گورش را به کیسه، سوی منزل می برند!

دشت داغ سینه ی خود، لاله پرور می کنند

چون مجانین! خیره بر دیوار و بر در می شوند

خاک زیر پای خود، از گریه، هی! تر می کنند

روز و شب با عکس او، پیوسته صحبت می کنند

دیده را از خون دل، دریای احمر می کنند!

در میان گریه هاشان، یک نظر! با قصد خیر!!

بر رخ ناهید و مهسا و منور می کنند!

بعدٍ چندی کز وفات جانگداز! او گذشت

بابت تسلیّت خود! آن فکر دیگر می کنند

دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال

جانشین بی بدیل یار و همسـر می کنند

کج نیندیشید! فکر همسر دیگر نی اند!

از برای بچه هاشان، فکر مادر می کنند!

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 131 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:52 نظرات ()

اندر حکایت چت و گم شدن پسورد

شبا همش به چت خونه ميرم من…

سراغه اف و اف خوندن ميرم من…

تو اين چت خونه ها خسته دردم…

به دنباله پس اي ديم ميگردم…

پسم گم شده پيداش ميکنم من…

اگه کاره توه واي به حالت…

رسوا ت ميکنم من

رسوا ت ميکنم من …..

…..

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 113 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:51 نظرات ()

شهامت مرد در دندانپزشکی و از جیب همسر خرج کردن

يارو با زنش میرند پیش دندانپزشک و شروع میکنه به رجز خوانی که:

آقای دکتر بیخود وقتت رو با داروی بیحسی و مسکن تلف نکن، یکضرب دندان را بکش و کار را تمام کن.

دکتر میگه: ایول الله به شجاعت شما، کاش همه مریضا اینطوری بودن! خوب حالا کدام دندانه که درد میکنه؟

طرف به زنش میگه: عزیزم دندان خرابت را به آقای دکتر نشان بده!


هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 123 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:51 نظرات ()

طنز بسیار زیبای چرا آقایون زودتر از خانم ها می میرند؟

این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت… اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم

اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید… شما یک مرد لوس و مامانی هستید
اگر به شدت کار کنید… برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
اگر به اندازه کافی کار نکنید… مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید
اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد… شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید… بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید
اگر شما شغل بهتری گرفتید… پارتی بازی شده
اگر او شغل بهتری بگیرد… به خاطر توانایی های بالایش بوده
اگر به او بگویید که چقدر زیباست… این نشان دهنده خواست های پلادت بار شماست
اگر سکوت کنید و چیزی نگویید… این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند
اگر گریه کنید… آدم بی عرضه ای هستید
اگر گریه نکنید… بی احساس و بی عاطفه هستید
اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید… شما یک
متعصب خودخواه هستید
اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد… یک خانم لیبرال و آزادمنش است
اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد… این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد… انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند
اگر از آنها بخواهید که هیکل خود را روی فرم نگه دارند… شما یک مرد شهوتران هستید
اگر نخواهید… شما اصلا رمانتیک نیستید
اگر به خودتان برسید… خودبین و از خودراضی هستید
اگر این کار را انجام ندهید… یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید
اگر برای او گل بخرید… این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
اگر نخرید… احساسات او را درک نمی کنید
اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید… انسان جاه طلبی هستید
اگر این کار را نکنید… اصلا بلندپرواز نیستید
اگر او سر درد داشته باشد… خسته است
اگر شما سر درد داشته باشید… می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید
اگر او را زیاد بخواهید… شهوتران هستید
اگر نخواهید… پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است.

فقط اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید… شما یک مرد هستید

در نهایت… مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند که از دست خانم ها نجات پیدا کنند !

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 160 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:50 نظرات ()

آقا داماد چه کاره‌ن؟ قسمت دوم

ـ آقا داماد چه‌کاره‌ن؟

ـ توی دکه‌ی تاکسی فرودگاه با دست اشاره می‌کنن که قبض‌ها رو بیارین این‌جا.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟

ـ چتر وزیرو نگه می‌دارن.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟

ـ دکه دارن. آقام علی دایی ازشون سیگار می‌خرن.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟

ـ واسه دخترای مردم خاطره می‌سازن.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟

ـ پیرزن می‌شورن و خشک می‌کنن.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟

ـ ضامن معتبرن برای وام خلق‌الله.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟

ـ شاهد طلاق‌ان تو چند تا محضر معتیر.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟

ـ دم پاساژ علاء‌الدین داد می‌زنن.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟

ـ باباشون کارخونه دارن.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟

ـ توی پایین‌ترین دهک درآمدی، سگ می‌چرونن. دولت گفته پولدار می‌شه شب عید.

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 178 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:48 نظرات ()

آقای داماد چه کاره اند

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟
ـ توی مهمونی‌ها می‌مونن، هر کی لازم بود بالا بیاره انگشت می‌کنن تو حلق‌ش.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟
ـ نمی‌تونم شغل‌شون رو بگم.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟
ـ صاحاب اون شکمی‌ان که توی تبلیغ ویبره‌شیپ کوچیک می‌شه.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟
ـ پشت بنر دکور اختتامیه‌ی جشنواره‌ی بزرگ و بین‌المللی شعر فجر وایسادن که نیفته پدرسگ.

آقا داماد چه کاره‌ن؟
ـ توی یه انجمن ادبی اصیل، مامور تشویق خانوم‌های شاعرن.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟
ـ جلوی سفارت خونه های فرنگ داربست می‌بندن همیشه؛ از بس تجمع هست.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟
ـ تو اتاق زایمان می‌زنن در...... بچه‌های مردم.

ـ آقا داماد چه‌کاره‌ن؟
ـ توی دکه‌ی تاکسی فرودگاه با دست اشاره می‌کنن که قبض‌ها رو بیارین این‌جا.

ـ آقا داماد چه کاره‌ن؟
ـ چتر وزیرو نگه می‌دارن.

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 134 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:46 نظرات ()

حکمت نصف بودن دیه زنان

زنی رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟

خداوند مهربانانه فرمود: بنده ی من!

اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند،

به او بیست میلیون می رسد،

ولی اگر او را بکشند تو صاحب چهل میلیون می شوی

زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر!

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 77 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:45 نظرات ()

تعبیر خواب پریشان یارانه ها

روزی یکی از مریدان پریشان حال ،به نزد شیخ آمد

و عرض کرد : یا شیخ خوابی دیدم بس ناگوار!

فرمود: بنال ببینم تعبیرش چه بُود ؟

گفت : خواب مردمانی دیدم که از تنشان گوشت همی کندند و گوشت را به دهانشان همی گذاردند.

رنگ از رخسار شیخ پرید ، فرمود : به گمانم زمان پرداخت یارانه ها رسیده

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 88 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:32 نظرات ()

برگزیده ضرب المثل های بروز شده

بیفستراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته!

موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!

آب در “آب سرد کن” و ما تشنه لبان می گردیم!

آب که سر بالا میره، قورباغه “هوی متال” میخونه!!!

پرادو سواری دولا دولا نمیشه!

نابرده رنج گنج میسر نمی شود — مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد

اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!

گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی!

پاتو از پارکتت درازتر نکن!

هری پاتر آخرش خوشه!

قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم!

گیرم پاپی تو بود فاضل — از فضل پاپی تو را چه حاصل

ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم!

ادکلن آن است که خود ببوید — نه آنکه فروشنده بگوید

ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!

بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!

یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom)

سرش بوی پیتزا ی سبزیجات میده!!!

آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 64 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:31 نظرات ()

چرا مادرت را اذیت کردی

روزی ملا از بازار یک گوسفند خرید در راه دزدی طناب گوسفند را از گردن آن باز کرد و گوسفند را به دوستش داد

و طناب را به گردن خود بست و چهار دست و پا به دنبال ملا را افتاد.

ملا به خانه رسید ناگهان دید که گوسفندش تبدیل به جوانی شده است

دزد رو به ملا کرد و گفت: من مادرم را اذیت کرده بودم او هم مرا نفرین کرد من گوسفند شدم

ولی چون صاحبم مرد خوبی بود دوباره به حالت اول بازگشتم.

ملا دلش به حال او سوخت و گفت: اشکالی ندارد برو ولی یادت باشد که دیگر مادرت را اذیت نکنی!

روز بعد که ملا برای خرید به بازار فته بود گوسفندش را آنجا دید.

گوش او را گرفت و گفت :ای پسر احمق چرا مادرت را ناراحت کردی تا دوباره نفرینت کند و گوسفند شوی!؟

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 72 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:29 نظرات ()

حکایت شیری که عاشق آهو شد

شير نري دلباخته‏ي آهوي ماده شد.

شير نگران معشوق بود و مي‏ترسيد بوسيله‏ي حيوانات ديگر دريده شود.

از دور مواظبش بود…

پس چشم از آهو برنداشت تا يك بار كه از دور او را مي نگريست،

شيري را ديد كه به آهو حمله كرد. فوري از جا پريد و جلو آمد.

ديد ماده شيري است. چقدر زيبا بود، گردني مانند مخمل سرخ و بدني زيبا و طناز داشت.

با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ايستاد و مجذوب زيبايي ماده شير شد.

و هرگز نديد و هرگز نفهميد که آهو خورده شد…

نتیجه اخلاقی : هیچ وقت به امید معشوقتون نباشید !! و در دنیا رو سه  چیز حساب نکنید اولی خوشگلی تون دومی معشوقتون و سومی را یادم رفت. اها اینکه تو یاد کسی بمونید وقتی لازمه .

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 95 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:28 نظرات ()

هیچ وقت سر به سر یک زن نذار

روزی روزگاری یک زن آمریکایی قصد میکنه یک سفر دو هفته ای به ایتالیا داشته باشه…

شوهرش اون رو به فرودگاه می رسونه و واسش آرزوی می کنه که سفر خوبی داشته باشه…

زن جواب میده ممنون عزیزم ، حالا سوغاتی چی دوست داری واست بیارم؟

مرد می خنده و میگه : “یه دختر ایتالیایی”

زن هیچی نمیگه و سوار هواپیما میشه و میره …

دو هفته بعد وقتی که زن از مسافرت برمی گرده ،

مرد توی فرودگاه میره استقبالش و بهش میگه : خب عزیزم مسافرت خوش گذشت؟

زن : ممنون ، عالی بود!

مرد می پرسه : خب سوغاتی من چی شد؟

زن : کدوم سوغاتی؟

مرد : همونی که ازت خواسته بودم… دختر ایتالیایی!!

زن جواب میده: آهان! اون رو میگی؟ راستش من هر کاری که از دستم بر می آمد انجام دادم!

حالا باید ۹ ماه صبر کنم تا ببینم پسر میشه یا دختر؟

نتیجه گیری مهم این داستان :

هیچ وقت سعی نکن که یک زن رو تحریک کنی! اون ها به طرز وحشتناکی باهوش هستند!!!

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 71 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:25 نظرات ()

طنز بسیار جالب زن نگیرید ، اگه….. !!

زن نگیریداگه…..آشیزی بلد نیستید

ازدواج

زن نگیرید اگه…..شستن ظرف و جارو کردن و نظافت رو بلد نیستید

زن نگیرید اگه…..تحمل شنیدن حرف زور رو ندارید

زن نگیرید اگه…..عاشق مسافرت های مجردی و یا اهل گردش و تفریح هستید

زن نگیرید اگه…..می خواهید زیاد عمر کنید

زن نگیرید اگه…..فکر می کنید حقوق چند هزار تومانی شما برای زندگی شما کافیه

زن نگیرید اگه…..به فکر استقلال فردی و آزادی بیان هستید

زن نگیرید اگه…..از جثه ضعیف و نحیفی بر خوردارید و به فنون رزمی آشنایی ندارید

زن نگیرید اگه…..اهل ذوق و شوق هنری هستید به دنبال یه سوز

زن نگیرید اگه…..رانندگی بلد نیستید

باور نمی کنید از زن دارها بیرسید…….

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 86 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:24 نظرات ()

امان از شر زبان مردم ” از شیخ بهایی ”

آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست، زيرا :

اگر بسيار كار كند، می‌گويند احمق است !

اگر كم كار كند، می‌گويند تنبل است!

اگر بخشش كند، مي‌گويند افراط مي‌كند!

اگر جمعگرا باشد، می‌گويند بخيل است!

اگر ساكت و خاموش باشد می‌گويند لال است!!!

اگر زبان‌آوری كند، می‌گويند ورّاج و پرگوست ..!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گويند رياكاراست!!!

و اگر نكند میگويند كافراست و بی‌دين …..!!!

لذا نبايد بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد

و جز ازخداوند نبايد ازكسی ترسيد.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید ؛

مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 71 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:15 نظرات ()

اتل متل توتوله این پسره سوسوله

اتل متل توتوله      این پسره سوسوله

موهاش همیشه سیخه    نگاش همیشه میخه

چت میکنه همیشه      بی مخ زدن؟نمیشه

پول از خودش نداره    باباش رو قال میذاره

دی اند جیشو میپوشه    میشینه بعد یه گوشه

زنگ میزنه به دافش    میبنده هی به نافش

که من دوست میدارم    تاج سرم میذارم

صورت رو کردی میک آپ   بیا بریم کافی شاپ

تو کافی شاپ،می خنده     همش خالی میبنده

بهم میگن خدایی!      چقدر بابا بلائی!

همه رو من حریفم      میذارم توی کیفم

هزارتا داف فدامن      منتظر یه نامن

ولی تویی نگارم    برات برنامه دارم

اگه مشکل نداری   میام به خواستگاری!

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 84 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:16 نظرات ()

لطیفه زیبای جنتلمن انگلیسی وظیفه شناس !!

یک جنتلمن انگلیسی صبح ميره خونه ي دوستش،

بعد از يه ساعت مياد كه بره دوستش ميگه نهار بمون، نهار ميمونه،

بعد نهار مياد بره دوستش ميگه: حالا بيا يه دست تخته بزنيم،

بازي تموم ميشه مياد بره دوستش

ميگه: بدون شام كه نميشه. شام ميخوره

مياد بره دوستش ميگه دير وقته! بخواب فردا برو، ميخوابه.

صبح مياد بره دوستش ميگه: با شيكم خالي؟ بمون بعد صبحونه برو،

يارو ميگه: نه ديگه، خانم بچه ها تو ماشين منتظرند !!!

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 79 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:14 نظرات ()

فاتحه شعر سهراب را خواندن !

سهراب !! گفتي:چشمها را بايد شست……شستم ولي !………

گفتي: جور ديگر بايد ديد…….ديدم ولي !…………..

گفتي زير باران بايد رفت……..رفتم ولي !………….

او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را…هيچ کدام را نديد !!!!

فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت

: ” ديوانه باران نديده !!

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 63 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:12 نظرات ()

ماجرای لطیفه زیبای “جنی و مشت گیری از مردان

یه روزی یه مرده نشسته بود و داشت روزنامه اش رو می خوند

كه زنش یهو ماهی تابه رو می كوبه سرش.

مرده میگه: برا چی این كارو كردی؟

زنش جواب میده: به خاطر این زدمت كه تو جیب شلوارت یه تیكه كاغذ پیدا كردم

كه توش اسم جنى (یه دختر) نوشته شده بود …

مرده میگه : وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم

اسبی كه روش شرط بندی كردم اسمش جنی بود.

زنش معذرت خواهی می کنه و میره به کارای خونه برسه.

سه روز بعدش مرد داشت تلویزین تماشا می كرد كه زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر كوبید

رو سر مرده که تقریبا بیهوش شد.

وقتی به خودش اومد پرسید این بار برا چی منو زدی زنش جواب داد: آخه اسبت زنگ زده بود.

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 73 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:10 نظرات ()

آملت دخترها و پسرها

دخترها

توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

آملت طنز ايران



پسرها

توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و ۲۰ تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 86 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:9 نظرات ()

جديد ترين شعر سهراب سپهري

سهراب سپهري ۱۳۸۵:

هر كجا هستم، باشم به درك!

من كه بايد بروم!

پنجره، فكر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!

من نمي دانم نان خشكي چه كم از مجري سيما دارد!

تيپ را بايد زد!

جور ديگر اما…

كار را بايد جست.

كار بايد خود پول. كار بايد كم و راحت باشد!

فك و فاميل كه هيچ…

با همه مردم شهر پي كار بايد رفت!

بهترين چيز اتاقي است كه از دسته چك و پول پر است!

پول را زير پل و مركز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم كو!

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 65 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 9:2 نظرات ()

فرق دخترا و پسرا در پول گرفتن از عابر بانک

پسرها با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن

اما دخترها

با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 66 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 8:57 نظرات ()

ديكشنري شيرازي به انگلیسی

Yes=ها والوو

No =نه كاكو

Really!! =نه آمو؟؟

Oh my Godl =يا ابالفضل

Why? =بري چي چي؟

bye=كاري باري؟

maybe=گاسم

leave me alone= آم برو او ورو بیزو باد بیاد

u made me confused= آم کله پرک گرفتم

wow= ووی آمووو

come here =بی اینجو

Take it easy= عامو ولش كن،حوصله داري شمو هم ماشاللو

so cute =جونم مرگ نشي!

that’s true= همی‌ نه‌

I took my shoes and scapped=ارسیو زدم زیر چلم گوروختم

Gas Square=فلکه ی گازو

Hard=قايم

Tape=نيوار

Slow down!=حالو چه خبره؟

You are disgusting=جيگري بشي

Sunshine=آفتوو

Great=باريكلوو

Excuse=بونه

Dear=گمپ گلم

when sb eats too much=عام بپوكي

wait=صبرم بده،امونم بده

good quality=خوبوو

lizard=كلپوك

washing yourself before praying=دست نماز

a square shape device that you can pray on it=جنماز

How are you=باكيت ني؟

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 80 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 8:57 نظرات ()

درمان بی نظیر آزار شوهر

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر روانشناس میره ..
دکتر می پرسه : چه اتفاقی افتاده؟
خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم عصبانی و ناراحت میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه و عصبانیتش رو سر من خالی می کنه !!!
دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه : هر وقت شوهرت عصبانی و ناراحت اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.
دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت !!!
خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم عصبانی و ناراحت اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت!!!
دکتر گفت: میبینی؟! اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا خود به خود حل میشن !
هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 74 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 8:55 نظرات ()

برخورد منفعتی

یارو تو اتوبوس كبريت ميخواسته به بغلي ميگه

اسمت چيه ؟

-يوسف. به به،

شغلت چيه؟ -زنبوردار به به،

كجا ميري؟ -اهواز عجب جايي،

كبريت داري؟ -نه…..

نه و نكمه، با اون اسمت، پدرسگ پشه باز، تو اين گرما سگ ميره اهواز كه تو ميرى

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 61 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 8:51 نظرات ()

اصطلاحات جالب و خواندنی پشت کامیونی

لاستیك قلبمو با میخ نگات پنچر نكن

*

بوق نزن ژیان میخورمت

*

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم

*

پشت یه ژیان هم نوشته بود

جد زانتیا

*

قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر

*

شتاب مكن، مقصد خاك است

*

رادیاتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش

گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم

*

تو هم قشنگی

*

کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت

*

سر پایینی برنده

سر بالایی شرمنده

*

داداش مرگ من یواش

*

كاش میشد سرنوشت را از سر نوشت

*

تند رفتن که نشد مردی

چشم انتظارم كه برگردی

*

یا اقدس

یا هیچكس

*

زندگی نگه دار پیاده میشم

آیی بی وفا کجا میری

اونطرفی که ورود ممنوعه

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 80 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 8:48 نظرات ()

امان از دست بچه اصفهانی

یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته كنار خیابون گریه میكنه.

جلو میره و میگه چی شده عزیزم ،

پسر بچه میگه سكه ۲۵ تومانی ام را گم كرده ام.

مرد میگه اینكه گریه نداره بیا این۲۵ تومانی مال تو!

باز هم به گریه كردن ادامه میده ،

مرد میپرسه دیگه چیه ؟

بچه میگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم .

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 71 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 8:43 نظرات ()

از بیل گیتس پرسیدن از تو ثروتمند تر هم هست؟

در جواب گفت بله فقط یک نفر. پرسیدن ک…ی؟

در جواب گفت سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و تازه اندیشه ی طراحی مایکروسافت و تو ذهنم پی ریزی می کردم،در فرودگاهی درنیویورک قبل از پرواز چشمم به این نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد،دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خورد ندارم و اومدم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه من و دید گفت این روزنامه مال خودت بخشیدمش به خودت بردار برای خودت.

گفتم آخه من پول خورد ندارم گفت برای خودت بخشیدمش برای خودت.

سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همون فرودگاه و همون سالن پرواز چشمم به یه مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همون بچه بهم گفت این مجله رو بردار برا خودت ،گفتم پسرجون چند وقت پیش یه روزنامه بهم بخشیدی.هرکسی میاداینجا دچار این مسئله میشه بهش میبخشی؟!
پسره گفت آره من دلم میخواد ببخشم از سود خودمه که میبخشم

به قدری این جمله و نگاه پسر تو ذهن من مونده که خدایا این برمبنای چه احساسی اینا رو میگه.

زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد و پیدا کنم و جبران گذشته رو بکنم
گروهی تشکیل دادم بعد از ۱۹ سال گفتم که برید و اونی که در فلان فرودگاه روزنامه میفروخت و پیدا کنید.یک ماه و نیم مطالعه کردند و متوجه شدند یک فرد سیاه پوسته که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردن اداره.

ازش پرسیدم من و میشناسی. گفت بله، جناب عالی آقای بیلگیتس معروفید که دنیا میشناسدتون.

سالها پیش زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه میفروختی من یه همچین صحنه ای از تو دیدم

گفت که طبیعیه. این حس و حال خودم بود
گفتم میدونی چه کارت دارم، میخوام اون محبتی که به من کردی و جبران کنم
گفت که چطوری؟
گفتم هر چیزی که بخوای بهت میدم
(خود بیلگیتس میگه خود این جوونه مرتب میخندید وقتی با من صحبت میکرد)
پسره سیاه پوست گفت هر چی بخوام بهم میدی؟
گفتم هرچی که بخوای
گفت هر چی بخوام؟
گفتم آره هر چی که بخوای بهت میدم
من به ۵۰ کشور افریقایی وام دادم به اندازه تمام اونا به تو میبخشم
گفت آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی
پرسیدم واسه چی نمیتونم جبران کنم؟
پسره سیاه پوست گفت که :فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو
بخشیدم ولی تو تو اوج داشتنت میخوای به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه

بیل گیتس میگه همواره احساس میکنم ثروتمند تر از من کسی نیست جز این جوان ۳۲
ساله مسلمان سیاه پوست

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 73 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 8:41 نظرات ()

مجموعه اس ام اس خنده دار و جوک اسفند 90

مجموعه ای از اس ام اس و جک های جالب و خنده دار

که در ادامه مطلب میتوانید مطالعه کنید …

دختران زیبا هستند پس از چراغ خاموش !

(شکسپیر)

همه پسران بی گناه هستند قبل از چراغ خاموش !

(زن شکسپیر)

.

.

.

جوک و اس ام اس جدید

یکی از ۲ راهی‌های زندگی وقتی‌ است که

نمی‌دانید در شیشه‌ای مقابل‌تان را باید «بکشید» یا «فشار دهید» !

.

.

.

تا حالا دقت کردین

وقتی می خوایم یقه لباس یا روی سینه رو نیگاه کنیم

لب و لوچه آدم کج میشه !

همین الان امتحان اگه کن باورت نمیشه !

.

.

.

غضنفر به نامزدش اس ام اس میده

عزیزم من تا ۱۰ دقیقه دیگه میام پیشت

اگه نیومدم اس ام اس رو دوباره بخون !

.

.

.

این روزها اگه تو خونه باهاتون مهربون شدن

به سرعت خونه رو ترک کنید !

قضیه خونه تکونی جدیه !!

.

.

.

کاربردهای مختلف ” مُردن ” در فرهنگ ما !!

برو بمیر : برو گمشو !

بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !

می میرم برایت : عاشقتم !

می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟

… مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟

نمردیم و … : بالاخره اتفاق افتاد !

مردیم تا … : صبرمان تمام شد !

مرده : بی حال !

مردنی : نحیف و لاغر !

مردم : خسته شدم!

من بمیرم ؟ : راست می گی؟

.

.

.

حیف نون ظهر از سر کار برگشت خونه

دید خانومش نهار درست نکرده

از عصبانیت سرشو کوبید به دیوار

یهو یادش اومد مجرده !!!

.

.

.

رابطه هاى امروزى جوری شده که

مى تونید به همدیگه دست بزنید

ولى نمى تونید به گوشى هاى همدیگه دست بزنید !!

.

.

.

لذتی که تو دست توی دماغ کردن هست ، تو فین کردن نیست !

حالا لذت گوله کردن به کنار!

.

.

.

با کلمه آره یا نه جواب بده

آیا من میدونم که تو احمقی ؟!؟

.

.

.

امروز روز جهانی اطلاعات است .

لطفا این پیام را به باهوش ترین کسی که میشناسید ارسال کنید .

فقط برای من نفرست !

چون از صبح تا حالا ۵۰۰ بار این اس ام اس برام اومده !

.

.

.

یک واقعیت :

ﻭﻗﺘﻲ ﺑﭽﻪ ﺍﻱ ﺑه دنیا ﻣﻴﺎﺩ

ﻫﻤﻪ ﺟﻤﻊ می شن میگن:

ﭼﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻴﻪ ﭼﻪ ﺧﻨﺪهﻫﺎﺵ ﻣﺎﻣﺎﻧﻴﻪ ﻟﺒﺎﺷﻮ ﭼﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻴﻪ ﻭ . . .

اما ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎیی ﺧﺒﺮﻱ ﻧﻴﺴﺖ

ﻛﻲ ﻳﺎﺩ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻴﻔﺘﻦ !؟

ﻭﻗﺘﻲ ﭘﻮﺷﻚ ﺑﭽﻪ رو ﺑﺎﺯ می کنن

میگن: ﺍﻱ ﺑﺎﺑﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺭﻳﺪﻩ !

.

.

.

قابل توجه خانوما

مرد اونه که قلبتو شارژ کنه

نه سیم کارتتو !

.

.

.

همیشه معذرت خواهی به معنای غلط کردم نیست

گاهی ینی خفه شو !

.

.

.

۲ تا زن توی اتوبوس برای یک صندلی خالی دعواشون میشه

راننده میگه اونی که مسن تره بشینه روی صندلی

هر ۲ تا زن به هم نگاه کردن و صندلی خالی ماند !

.

.

.

اگر شرایط زندگی برای شما سخت شده و تحمل ندارید

و اگر در روابط عاشقانه خود شکست خورده اید

هنگامی که غم و اندوه شما را احاطه کرده

و هنگامی که اشک از چشمان شما جاری شده

فقط با ما تماس بگیرید

(روابط عمومی شرکت دستمال کاغذی اشک مال !)

.

.

.

تو رو خدا اگه قصد ازدواج داری بهم بگو

خودم میخوامت

التماست میکنم چرا حرف نمیزنی باهام

هر موقع میبینمت ساکتی

(مکالمه عضنفر با مانکن داخل مغازه!)

هادی حجی و ایمان ارفعی بازديد : 91 جمعه 26 اسفند 1390 زمان : 7:3 نظرات ()
تبليغات
  • فروشگاه اينترنتی
  • لارجر باکس
  • مکمل بدنسازی
  • آرشيو
  • 1391
  • 1390
  • نظرسنجي
    کدام یک از مطالب سایت را بیشتر دوست دارید؟





    کدهاي اختصاصي
    آمار